شب های بارانی

** دهکده جملات عاشقانه **

تو را دوست می دارم

نمی خواهم تو را با هیچ خاطره ای از گذشته

و با خاطره ی قطارهای درگذر قیاس کنم

تو آخرین قطاری که ره می سپارد

شب و روز در رگ های دستانم

تو آخرین قطاری

من آخرین ایستگاه



تو را دوست دارم

نمی خواهم تو را با آب... یا باد

با تقویم میلادی یا هجری

با آمد و شد موج دریا

با لحظه های کسوف و خسوف قیاس کنم

بگذار فال بینان

یا خطوط قهوه در ته فنجان

هر چه می خواهند بگویند

چشمان تو تنها پیش گویی است

برای پاسداری از نغمه و شادی در جهان


"نزار قبانی"


|.| پنجشنبه هجدهم اردیبهشت 1393|.| 13:9 |.| soraya

باید کسی را پیدا کنم که دوستم داشته باشد ،

آنقدر که یکی از این شب های لعنتی آغوشش را برای من و

یک دنیا خستگیم بگشاید ؛

هیچ نگوید و هیچ نپرسد فقط مرا در آغوش بگیرد

بعد همانجا بمیرم تا نبینم روزهای آینده را …

روزی که دروغ میگوید ،

روزی که دیگر دوستم ندارد ،

روزهایی که دیگر مرا در آغوش نمی گیرد

و روزی که عاشق دیگری می شود...

|.| جمعه هشتم فروردین 1393|.| 3:6 |.| soraya

امتـــــداد بازوانــــت میشود انتــــهای دلــــــدادگی


میشود همان گـــــوشه ی دنجی که

راحـــــت میتوان جــــــان داد

مــــــرا میان بازوانــــــت مومـــــیایی کن

شاید هـــــزار سال بعد

باستــــان شناس کنجـــکاوی از عاشـــــقانه های دســــتانت

رمـــــز گشـــــایی کند...


|.| یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1392|.| 1:56 |.| soraya

یـه آدمـهایی تــو زنـدگـیـت هـسـتـن
کـه نمـیدونـی بـاید بـاهــاشون چی کار کـنـی !
نـه مـی تـونـی بـاهــاشون تـو رابـطه جلوتر بـری
نـه می تـونـی از زنـدگـیـت حذفشـون کـنـی . . . !
ایـن آدمها
مـثـل اسـتـخـون لای زخمن !
هـمـیـشـه تـو پـس زمـیـنـه زنــدگـیـت بـاقـی مـی مـونـن
انـگار مـی خـوان هـمـه ی عـمـر
بهـت یـادآوری کنن

"عـــجــب حــمــاقـتــی کـــردی . . .!@ 

 

       

|.| پنجشنبه یکم اسفند 1392|.| 21:20 |.| soraya

ساده می گیـرم،
گاهی...
ساده می گذرم!
می خنـدم،
گاهی...
بلند بلند می خندم ...!
و با هــــر سازی میرقصم!
نـه اینکه دل خوشم!
نـه اینکه شادم!
مدتـــی طولانی شکستم،
زمین خوردم،
سخــــتی دیدم،
گریه کردم.........
و حالا ...
برای زنـــده مـــاندن،
خودم را به کوچه ی علی چپ زده ام ...!
روحم بزرگ نیست...!
دردم عمیـق است ...!

می خندم که جای زخم ها را نبینـــــی ...

          

|.| جمعه بیست و دوم آذر 1392|.| 15:5 |.| soraya

گاهی دلت از کسایی میگیره
که فکر میکردی با تمام
آدمهای کنارت فرق دارن!
خودشون... دنیاشون... زندگیشون...
و بعد از مدتی میفهمی که دنیایی ندارن
که بخوان به خاطرش زندگی کنن!
این آدما وجودشون توی
ذهنتم زیادیه چه برسه تو زندگیت! 

|.| جمعه سوم آبان 1392|.| 21:14 |.| soraya

ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﭘﺎﯾﯿﺰ
ﺍﻣﺎ ﻧﻪ "ﻓﺼﻞ ﺧﺰﺍﻥ" ﺯﺭﺩ!
ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﭘﺎﯾﯿﺰ
ﺍﻣﺎ ﻧﻪ ﻓﺼﻞ ﺍﻧﺪﻭﻩ ﻭ ﺩﺭﺩ!
ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﭘﺎﯾﯿﺰ
ﻓﺼﻞ ﺯﯾﺒﺎﯼ ﺳﺎﺩﮔﯽ
ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﭘﺎﯾﯿﺰ

ﻣﻮﺳﻢ ﺷﺪﯾﺪ ﺩﻟﺪﺍﺩﮔﯽ


|.| سه شنبه دوم مهر 1392|.| 15:0 |.| soraya

هر چقدر هم که بگویی :

تنهایی خوب است؛
هم من و هم تو میدانیم که:
تنهایی خوب نیست ...
ولی چه میتوان کرد وقتی خوبی نمانده تا به تنهایی ، واژه تنهایی را از تخته سیاه زندگی پاک کند ...
به تنهایی و بدون تو روزگار میگذرانم ؛
ناراحت نباش ، این روزها همه کمکم میکنند باور کنم :
تنهایی خوب است ...

|.| پنجشنبه چهاردهم شهریور 1392|.| 1:0 |.| soraya

 نامم را پاک کردی ...

یادم را چه میکنی ...؟

یادم را پاک کنی ...
عشقم را چه می کنی ..؟

اصلاً
همه را پاک کن

هر آنچه از من داری
از من که چیزی کم نمی شود...

فقط بگو
با وجدانت چه می کنی ..؟

شاید ...
نکند آن را هم پاک کرده ای ...؟

نـــــــــــــــــــــه ...
شدنی نیـــــــست ...

نمی توانی
آنچه را نداشتی پاک کنی .......

|.| چهارشنبه سی ام مرداد 1392|.| 12:12 |.| soraya

بعضی وقتا هست که دلت میگیره
بعضی وقتا هست که نا ارومی
همون موقع هایی که دوست داری فقط یک نفر بیادو آرومت کنه
اما افسوس که همان یک نفر بی تفاوت ترین فرد نسبت به احساسته

|.| پنجشنبه دهم مرداد 1392|.| 10:38 |.| soraya